سلام و صبح شنبه همگی به خیر
در شروع این پست می خوام یک تشکر جانانه بکنم از همه دوستای خوبمون که تولد پسرم شهراد رو با کامنت و ای میل های سرشار از لطف خودشون تبریک گفتن و با این اظهار لطف و اين تعداد بالاي كامنت ما رو شرمنده کردن و یک تشکر جانانه از اون دوستای خوبمون بکنم که توی وب لاگ هاشون واسه شهراد تولد گرفتن.
دوستای خوبمون : پرهام جون - مزدا جون - آرتا جون - راستین جون و پویان جون .
امیدوارم که بتونم محبت تک تک شما رو جبران کنم .
خيلي خيلي خيلي .... خوشحالم .
يه اتفاق خوب خوب افتاده كه به شهراد هم مربوطه مي شه.
جريان از اين قراره كه .... اه بگم ؟
آره همين طوري؟
الكي ؟ نخير ! زرنگيد:![]()
پس جريان رو به مسابقه مي ذارم . هر كي حدس زد كه چه اتفاقي افتاده پيش خودم يك جايزه خوب داره!![]()
ما روز سه شنبه ۱۷/۲/۱۳۷۶ که روز تولد شهراد هم بود بردیم و واکسن یک سالگی رو زدیم که طبق گفته دوستان هیج عوارضی نداشت (البته تا به امروز) و روز ۵ شنبه هم با با دلی شاد و خیالی آسوده جشن تولد شهراد رو برگزار کردیم. این بمانه که یک هفته گذشته من همش در حال خرید و تدارک این مهمونی کوچولو و ساده بود.ولی روی هم رفته خوش گذشت و خودم الان خیلی سرحالم.
کارت های دعوت تولد رو خودم درست کرده بودم .
مال کوچولو ها این شکلی :
این روی کارت و پشت کارت ها (که عکس خود بچه هایی که دعوت بودن رو انداختم )
طرح روی خود کارت که چاپی بود و داخل کارت :(عکس هر بچه ای به جای اسمش و عکس خود شهراد)
و مال بزرگ تر ها این شکلی :
(عکس شهراد با خودشون با یک جمله کوتاه :
این هم عکس های جشن تولدم این شاپسر:
(بعضی از عکس ها توضیح داره - موس رو روشون نگه دارید)




كادوها هم همونطور كه انتظار مي رفت بيشترش نقدي بود ![]()
![]()
و البته غيرنقدي هايي هم بود كه در آينده ضمن استفاده از اونها فرد تقديم كننده هم اعلام مي گردد.
بعداً نوشت :
جواب مسابقه رو مامان كوشا جون درست گفت. بله اين شاخ شمشاد روز چهارشنبه يعني درست يك روز بعد از تولدش راه افتاد . اونهم چه راه رفتني . تازه ماشين هاش رو هم دستش مي گيره و با اونها شروع مي كنه به راه رفتن كه چه عرض كنم دويدن.
الوعده وفا : اين هم كادوي مامان كوشا جونم : (البته ناقابله بايدببخشيد. ولي كلا به اين هوش شما تبريك مي گم )






